تحولات منطقه

 کتاب «گاهِ گم‌شدگان» مجموعه‌ای از روایت‌های نویسندگان مختلف از مواجهه شخصی و ادبی آن‌ها با امام رضا(ع) است. هر کدام از این نویسندگان، از زاویه نگاه و تجربه خود، بخشی از خاطرات و نسبتشان با امام رضا(ع) را روایت کرده‌اند.

گفت‌وگو با نویسندگان کتاب «گاهِ گم‌شدگان» که به تازگی روانه بازار شده است/ وقتی خاطره‌ها راهی حرم مطهر می‌شوند
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

کتاب «گاهِ گم‌شدگان» مجموعه‌ای از روایت‌های نویسندگان مختلف از مواجهه شخصی و ادبی آن‌ها با امام رضا(ع) است. هر کدام از این نویسندگان، از زاویه نگاه و تجربه خود، بخشی از خاطرات و نسبتشان با امام رضا(ع) را روایت کرده‌اند؛ روایت‌هایی که در کنار یکدیگر، تصویری متفاوت و شخصی از این مواجهه شکل می‌دهند. «گاه گم‌شدگان» در ادامه مجموعه روایت‌های «قرار با خورشید» منتشر شده و تلاش دارد نسبت ایرانیان با امام رضا(ع) را از زاویه‌ای فراتر از یک روایت صرفاً آیینی و مذهبی بازتاب دهد؛ روایتی که در آن خاطرات کودکی، تجربه‌های شخصی، دلتنگی‌ها، زیارت، زندگی روزمره و خاطرات جمعی نیز جای خود را پیدا می‌کنند. با مهدی قزلی و داوود امیریان دو تن از نویسندگان مجموعه «گاهِ گم‌شدگان» درباره تجربه و نگاهشان به امام رضا(ع)، چگونگی شکل‌گیری روایت‌های این مجموعه، نسبت این آثار با زندگی روزمره مردم و همچنین ظرفیت ادبی این موضوع گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

پسرک گیسوکمند

داوود امیریان، نویسنده و از چهره‌های شناخته‌ شده ادبیات دفاع مقدس، درباره روایتی که از امام رضا(ع) در کتاب «گاه گم‌شدگان» آورده است، می‌گوید: روایتی که من در این کتاب آورده‌ام، از کودکی خودم است. تمام بچه‌ها و تمام ما ایرانی‌ها از کودکی با امام رضا(ع) خاطره داریم. خاطره‌ای که من آورده‌ام، کمی حزن‌انگیز و کمی هم کمدی است. ماجرا این است که از وقتی به دنیا آمده‌ام، موهایم را نذر امام رضا(ع) کرده بودند و من همیشه موهایم مثل دخترها تا کمرم بود و موجب زجر کشیدنم می‌شد و نمی‌فهمیدم دلیلش چیست، تا اینکه در ۷-۶‌سالگی فهمیدم من نذر امام رضا(ع) هستم و این روایتی است که در این کار آورده‌ام.
وی با اشاره به تصویری از دوران کودکی خود ادامه می‌دهد: شرح خاطراتم در این کتاب به عنوان یکی از نویسندگانش، برایم یک حس نوستالژیک بود؛ حس گذشته و دلتنگی. من از امام رضا(ع) زیاد دور نشدم و از همان بچگی سالی یک‌ بار به مشهد آمده‌ام. تمام ایرانی‌ها همین‌ طور هستند. شیرین‌ترین و بهترین خاطرات ما در کودکی از حرم امام رضا(ع) بود؛ نه صرفاً زیارت. شیطنت‌ها، بازی کردن و دوست پیدا کردن‌هایمان در حرم امام رضا(ع) هم بخشی از این خاطرات بود و می‌خواستم این حس را منتقل کنم.
امیریان که در کارنامه خود آثار متعددی در حوزه‌های مختلف ادبیات، از خاطره‌نویسی و ادبیات کودک و نوجوان تا رمان و طنز دارد، درباره تجربه‌های نگارشی خود درباره امام رضا(ع) عنوان می‌کند: در گذشته کتابی نوشتم برای امام رضا(ع) به نام «مهربان‌ترین آقای دنیا» که از روی آن یک انیمیشن سینمایی هم به نام «آقای مهربان» ساخته شد و ماجرای ضامن آهو است که من از زاویه دید حیوانات نوشته بودم.
او در ادامه درباره چگونگی ارتباط یک اثر با مخاطب خاطرنشان می‌کند: کاری که دلی و فارغ از شعار باشد، مخاطب با آن ارتباط برقرار می‌کند مثلاً همین کتاب «مهربان‌ترین آقای دنیا» هم در جشنواره‌ها دیده شد و هم مخاطب با آن ارتباط برقرار کرد و جزو کارهای پرفروش بود. آثاری دیگر هم از نویسندگانی همچون حمید شاه‌آبادی مورد استقبال خوب مردم قرار گرفته است. اصل این است که کارتان هم پخته باشد، هم حس درستی داشته باشد و هم دچار شعارزدگی نشود تا مخاطب جذب شود.
نویسنده «رفاقت به سبک تانک» و «فرزندان ایرانیم» درباره فعالیت‌های جدید خود می‌گوید: با توجه به جنگ تحمیلی سوم و حوادثی که پشت سر گذاشتیم، دو کتاب قصه کودک دارم که درباره بچه‌های شهید میناب است و با همکاری انتشارات «به‌نشر» به چاپ می‌رسد. همچنین سه رمان نوجوان به‌هم‌ پیوسته هم دارم که در دست بازنویسی است.امیریان که نویسندگی را با نوشتن خاطراتش از جبهه آغاز کرده است، در پایان با اشاره به ظرفیت‌های ادبیات دفاع مقدس خاطرنشان می‌کند: هنوز می‌توان از دفاع مقدس نوشت، دفاع مقدس گنجینه‌ای است که انتها ندارد.

امام رضا(ع) مخاطب خاص ندارد

مهدی قزلی، نویسنده کتاب «پنجره‌های تشنه» و «قصه کربلا» درباره کتاب «گاه گم‌شدگان» که دبیری آن را هم برعهده داشته است، می‌گوید: این کتاب از مجموعه کتاب‌های روایت‌های مواجهه با امام رضا(ع) است که نخستین مجموعه از آن سال گذشته با عنوان «قرار با خورشید» و جلد دوم آن با نام «گاه گم‌شدگان» در ایام شهادت امام رضا(ع) و با فاصله یک سال و چند ماه منتشر شد.
وی با اشاره به ساختار این مجموعه می‌افزاید: مجموعه روایت، یک نوع زیارت دسته‌جمعی است و هر کس نوع مواجهه خود با امام رضا(ع) را روایت کرده است. به این دلیل ‌که امام رضا(ع) با هویت ما ایرانی‌ها گره خورده و بیان هر کدام از این خاطرات و روایت‌ها، بخشی از این هویت جمعی است.نویسنده کتاب «پنجره‌های تشنه» در ادامه عنوان می‌کند: اگر کسی در حرم امام رضا(ع) این کتاب را بخواند، احساس نمی‌کند که فقط کتاب می‌خواند و فکر می‌کند دارد خودش را در یک زیارت و یک مواجهه با امام رضا(ع) بازخوانی می‌کند. از این بابت، این کتاب بازتاب‌دهنده هویت جمعی ما ایرانی‌ها در نسبت با امام رضا(ع) است و از همین بابت، این کتاب قابل تکرار است و امیدواریم بتوانیم سال آینده هم یک کتاب دیگر شبیه همین دو کتاب را در آستان قدس و حرم امام رضا(ع) رونمایی کنیم.
او در پاسخ به این پرسش که آیا کتاب‌هایی که در حوزه رضوی نوشته می‌شوند مخاطب خاص دارند، می‌گوید: روایت‌های اینچنینی در این کتاب، بخشی از ادبیات است و مثل رمان می‌تواند مخاطب عمومی داشته باشد. همان طور که مواجهه با امام رضا(ع) عمومی است و مخاطب خاص ندارد، این کتاب هم فقط برای گروه خاصی نوشته نشده است.
این نویسنده با تأکید بر اینکه این آثار را نمی‌توان صرفاً در چارچوب ادبیات دینی تعریف کرد، عنوان می‌کند: این روایت‌ها فقط ادبیات دینی نیست بلکه زندگی ماست چون امام رضا(ع) بخشی از زندگی ماست، نه صرفاً بخشی از زندگی دینی. ما در هر موقعیتی به حرم امام رضا(ع) می‌آییم و این آمدن، فقط برای انجام مناسک دینی نیست بلکه می‌آییم تا بخشی از زندگی‌مان را بگذرانیم و تجربه کنیم. من با گزاره «کتاب‌های دینی» چندان موافق نیستم به همین دلیل، روایت‌هایی هم که در این کتاب داریم، جنسشان از جنس اصرار بر مناسک یا مواجهه‌های مستقیم نیست بلکه روایت‌کننده زندگی آدم‌هایی است که با امام رضا(ع) خاطره دارند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha